تبليغاتX
قلمدان

قلمدان

خانه، وطن، بهار، دین و قیامت

چه سخت شده تعریف این واژه ها،در روزگاری که گویش هرکدام به تلخی و تاریکی و تندی گراییده اند 

 رفتیم تالار قشقایی. برای دیدن نمایش "خانه". نوشته نغمه ثمینی. کار متفاوت کیومرث مرادی. خلاق. متفاوت. پرمغز. در یک کلام کار خوبی بود. حالا ساعت به سحر نزدیک می شود و من هنوز به "خانه" می اندیشم. با مقالات حضرت شمس. نشسته ام در این روزگار بی فرهنگی مان، به تکامل یک تعامل مثبت فرهنگی فکر می کنم. به ایجاد یک جریان نخبگی دوسویه. به "علیکم انفسکم". به مسیری مبتنی بر اخلاق. عقل و درک حرمت انسان در روزگاری که هر تعاملی یا ممنوع است، یا حرام، یا بیهوده، یا مبتذل و ... روزگاری که عمر و حرمت آدمی، ارزش اخلاقی و عقلی و قانونی اش را از دست داده است؛ و من باری دیگر باز می گردم، به قول استادم نادرابراهیمی، به شهری که درآن فرهنگ، ارزشش از نشستن درکافه و خوردن پیتزا و پک زدن به سیگار و حرف زدن از سیاست، بیشتر باشد.

گفتی باز بیآغاز. تو تنها شاهدی و می دانی این بار پس از عهدی دیرینه و گذار ازخلوت تنهایی و طولانی این مسیرطی شده، آغازیده ام. اما تنها، نه. او می گوید فرزانگی و فرهیختگی و نخبگی و فرهنگ، برایش مهمتر است از طی عمرعادی و عادتی و روزگار لگدمال شده و پس رفته و به پوچی رسیده و سیاستزده امروزمان؛ و همین حجتی است عقلی و اخلاقی و انسانی برمن، تا به آن تعامل فرهنگی بیاندیشم که برای هرنخبه فرهنگی ای، این نگاه، مغتنم است. متفاوت بودن، در زمانه ای که همه را یا معطل شکل اتومبیل ها و تلفن های همراه کرده اند، یا همگان تن به مردگی عمودی درپس استبداد زدگی حاکم سپرده اند.

ما با "خانه " آغازیدیم. خانه: این چهار دیواری پرمعنایی که هر روز کوچک و کوچکتر می شود. این سرایی که رو به ویرانی گذاشته. این اتاقی که نوایش، ناله شده و زندگی درآن مخدری است، پیوسته رو مرگ نهاده. تنها جایی که باید همه چیز و همه کس را شفاف و بی پرده دید، به کانون آدم هایی نامرئی بدل شده که وجه اشتراکشان چند کلید است با شیارهای برابر، برای بازگشتن و شب را به صبح رساندن. راستی چند نفر را می شناسی که  تنها یک بار در معنای این واژه قریب غریب - خانه -  تامل کرده باشند؟ کمتر از اندازه پرده دیوارها، یا رنگ مبل ها، یا مقدارغذاهایشان و... حتی دریغ از اندک مروری درکتاب لغت. هیچ از خود پرسیده ای که خانه یعنی چه؟ تنها با واژه های مترادف آن، پاسخ ها را خواهی شنید. خانه یعنی منزل. مسکن. سرا. بیت و... اینها تنها واژه های مترادف اند، نه معنا.

بازگرد و باز بیآغاز...

خانه یعنی: جای پرشدن. جای برپایی. جای زیستن. منزل یعنی: جای گزیدن. محل نشستن. مسکن یعنی : محل سکونت نه به مفهوم ساکن شدن تنها، که از ریشه سکینه و آرامش است. بیت یعنی:محل اقامت. جایی که اقامت دائم داریم. اقامه. اقامه. اقامه .... مقیم کسی است که برای آرامش درجایی اقامت گزیده. قائم کسی که پایدار است و برای یک هدف مشخص قیام می کند. پایدار کیست؟ و مترادفش: ماندگار به چه معناست؟ در لغت دهخدا و معین، ماندگار کسی را می گویند که در جایی مشخص و با یک هدف، اقامت دائم دارد. کسی که اقامه می کند،خویش را.

 اقامه. اقامه. اقامه... شگفتا که عمیق است این معنا. اگر به لغتنامه های فارسی و عربی مراجعه کنی چند مترادف مفهومی برای آن خواهی یافت. مترادف هایی پر مغز: یکی "وطن". دومی "بهار". سومی "دین" است. و دیگری" قیامت" . این هر چهار کلمه، به معنا و مفهوم اقامه اند؛ و چه سخت شده است تعریف همین واژه ها، در روزگاری که گویش هرکدامشان به  تلخی و تاریکی و تندی گراییده اند. ازخودت بپرس وطنت، بستر اقامه چه چیز شده است؟ و از بهار چه تاویلی داری؟ از همین آخر بهار امسال، و از دین چه برداشتی و از قیامت، چه تعریفی؟  آن گاه بازگرد به خانه. بیهوده نیست اگر دیدی که خانه ها ویران شده ؛ تعلق آدمیان به آن فرو ریخته؛ اهل آن، از هم گسیخته؛ و نقش های پدری و مادری و فرزندی، هر یک به تکه های جورچینی پراکنده بدل شده. خانه به محل تقسیم اسکناس هایی بدل شده که اگر نباشند وجودت را به نیستی می کشانند. و مگر نه آنکه وطن، بهار، دین و قیامت را نیز با همین اسکناس ها تعریف کرده اند. پس به خویش بازگرد. تنها به اقامه خویش؛ با هرکه خویشتن تو، درخانه عقل و اخلاق و قانون، برایش حرمت انسانی انسان را بازمی آفریند."علیکم انفسکم".  

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 3:56  توسط اسدزاده  | 

جايزه انجمن فرهنگي ادبي باكو را دریافت کردم

  

ساعت ۱۹.۳۰ ظهر ۱۵ آوریل برابر با ۲۶ فروردین، در هوای دل انگیز بهاری باکویی در سالن اجتماعات کتابخانه آذربایجان، جمعی از اهالی فرهنگ وادب ایرانی و آذری، انجمن های غیردولتی و فعالان نهادهای مردمی گردهم آمده بودند تا در سالی که باکو قطب فرهنگی جهان اسلام معرفی شده است، به هم اندیشی فرهنگی بپردازند. بنیاد فرهنگ ایران و انجمن دوستداران فرهنگ ایرانی درآذربایجان از جمله برگزار کنندگان این هم اندیشی بودند. پس از سخنرانی های  دکتر "جاوید علی اف" ، دکتر "سلام حسین نیادف"، و خانم "سیلوا یاراغیان" به زبان ترکی، دکتر"احمد مشعوف" از برنامه های  بنیاد فرهنگ ایران زمین سخن گفت. پس از سخنرانی ها، گروه موسیقی آذری برنامه ای را اجرا کردند و سپس چند تن از شاعران فارسی و آذری  زبان شعرخواندند. پس از آن برنامه های کتابخانه های عمومی و کتابخانه ملی در سال 2009 تشریح شد و دکتر احمدف،برای حضار از فعالیت های سال گذشته و امسال  انجمن فرهنگی وادبی باکو سخن گفت. در آذربایجان، فرهنگ و ادب وهنرخصوصا شعر وموسیقی و کتاب، از اهمیت بالایی برخوردار است. اینجا آنقدر که اهل کتاب و شعر وموسیقی در سیاست گذاری ها وبرنامه ریزی ها و رسانه ها ارج وقرب دارند که دیگر گروه ها، خصوصا اهل سیاست و اهل مطبوعات، حرف اول را نمی زنند. در حالی که دکتر مشعوف و دکتر احمدف روی سن بودند، از من دعوت کردند تا مختصری درباره برنامه های سال جدید ازجمله برنامه بزرگداشت حسین بهزاد و بزرگداشت قیصر، سخن بگویم. پس از آن خانم دانی مجری مراسم اعلام کرد که قرار است از سوی انجمن فرهنگی باکو، از چند فعالیت گذشته و سال جدیدی که در برای انجمن طراحی کرده بودم تقدیر کنند.(تصاویر بالا دکترمشعوف، دکتر احمدف و خانم دانی هستند.)

همان جا به ایشان عرض کردم از اینکه قرار است از بنده تقدیرکنند، در شٌکه و شگفتم. واقعا باور نمی کردم کارهای ساده وکوچک من اینقدر مورد توجه شان قرار بگیرد. من تنها کاری که در سفرهایم کرده ام، این بوده که به نهادها و کتابخانه ها، کتاب هایی از آثار ایرانی هدیه کرده ام. به دوستان ایده های فرهنگی داده ام و به جای تلف کردن وقتم در بازارها و خیابان ها و دیسکوها، به شناسایی مراکز مدنی و شرکت در جلسات آزاد فرهنگی و ادبی پرداخته ام. برای انجمن هم چند نشست ادبی طراحی کرده ام. اینها کارهای زیادی برای تقدیر نیستند. دکتر احمدف با همان لهجه شیرین آذری و فارسی شکسته گفت: "این تقدیر در اندازه فکر و نیت صادقانه شماست، نه بیشتر و این کار برای ما یک سنت فرهنگی دیرینه است " سپس تندیس زرین یادمان تقدیر فرهنگی را از سوی بنیادفرهنگ و انجمن فرهنگی باکو ، دریافت کردم. این مراسم امشب از سوی تلویزیون تی تو  نیز پخش شد. متن خبر را خبرگزاری فارس ، مهر هم در ایران مخابره کرده اند. متن خبر خبرگزاری فارس به این شرح بود: "جايزه انجمن فرهنگي ادبي باكو براي نويسنده ايراني"

خبرگزاری فارس در كتابخانه ملي آذربايجان از محمدرضا اسدزاده نويسنده و فعال فرهنگي ايراني تقدير و جايزه انجمن فرهنگي ادبي باكو براي تلاش‌هاي فرهنگي به وي اهدا شد. به گزارش خبرنگار فارس، در نشست بهاريه بنياد فرهنگ ايران زمين با حضور علاقه‌مندان فرهنگ ايراني در باكو پايتخت جمهوري آذربايجان، جايزه انجمن فرهنگي ادبي باكو، به خاطر تلاش‌هاي فرهنگي و رسانه اي محمد‌رضا اسد‌زاده نويسنده ايراني در آذربايجان به وي اهدا شد. همچنين جمعيت انجمن و مهمانان ايراني و نويسندگان بر سر مزار نويسندگان و هنرمندان آذري در باغ ملي و قبرستان حيدر علي‌اف حاضر شدند و اداي احترام كردند. در اين مراسم كه به همت بنياد فرهنگ ايران زمين در انجمن كتابخانه ملي آذربايجان برگزار شد، از تلاش‌هاي نويسنده و فعال فرهنگي ايراني براي تلاش در جهت گفت‌وگوي فرهنگي و شناسايي مفاخر ايراني در باكو تقدير شد. در اين مراسم نيز جايزه انجمن فرهنگي ادبي طوطي و انجمن دوستداران فرهنگ ايراني به خاطر تلاش‌هاي فرهنگي و رسانه اي اسد‌زاده در آذربايجان به وي اهدا شد.

سال گذشته به همت اين فعال فرهنگي ايراني برنامه‌هايي همچون نيماشناسي، سهراب‌شناسي و شهريار‌شناسي با كمك انجمن‌هاي ادبي ايران و آذربايجان در باكو برگزار شده است و اين چهره‌ها در رسانه‌هاي آذري معرفي شده‌اند. همچنين در مهرماه سال جاري نيز به همت بنياد، قرار است بزرگداشت استاد حسين بهزاد استاد برجسته مينياتور ايران در محل اقامت او در باكو و موزه ملي آذربايجان برگزار شود.
اسد‌زاده در اين مراسم كه از تلويزيون باكو پخش شد، به تشريح برنامه‌هاي بنياد فرهنگ ايران زمين پرداخت و حضور فرهنگي در آذربايجان را به دليل انتخاب باكو در سال 2009 به عنوان قطب فرهنگي منطقه ضروري خواند. وي در اين مراسم به معرفي آثار مرحوم قيصر امين‌پور پرداخت و رشد نسل جديد نوسندگان و شاعران جوان ايراني را مديون تلاش‌هاي استاداني همچون امين‌پور خواند. در نشست بنياد فرهنگ ايران زمين، احمد مشعوف استاد شرق‌شناسي دانشگاه جمهوري آذربايجان، ضمن تجليل از فضاي ادبي اشعار قيصر امين‌پور، فعاليت شاعران و نويسندگان جوان ايراني و روند رو به رشد آثار ايراني در كشورهاي همسايه را مثبت ارزيابي كرد و از سفر چند تن از نويسندگان نوگراي ايران به باكو و نشست ادبي انجمن كتابخانه ملي آذربايجان براي معرفي قيصر امين‌پور به عنوان حركتي موثر ياد كرد كه به همت بنياد و با تلاش‌هاي انجام گرفته است. همچنين كتاب «ساعت 25» مجموعه شعرگونه‌هاي «محمد‌رضا اسد‌زاده» به همراه گفت‌وگوي منتشر نشده وي با «قيصر امين‌پور» با عنوان «كم‌خوني فرهنگ» در مراسم بزرگداشت انجمن فرهنگي باكو رونمايي شد. اين كتاب همزمان با دوم ارديبهشت، سالگرد تولد وي، توسط انتشارات صفحه سفيد روانه بازار كتاب خواهد شد. اين گفت‌وگوي منتشر نشده، توسط اسد‌زاده مدير اسبق روابط عمومي انتشارات صدا و سيما در سال هاي حضور قيصر امين‌پور در سروش نوجوان در سال 1379 تهيه شده است. اين نويسنده و روزنامه‌نگار ايراني كه كار مطبوعاتي خود را از سال 1375 آغاز كرده است و اكنون در رسانه‌هاي جمهوري آذربايجان به برنامه‌سازي درباره فرهنگ ايراني مشغول است، آثاري از جمله «نجواهاي ناتمام»، «هيچ هيچ»، «درد نخواندن»، «لبخند خدا» و «رنج و رنگ» را در كارنامه خود ثبت‌ كرده است. وي همچنين در سال گذشته به عنوان نفر اول بخش ويژه جشنواره بين‌المللي مطبوعات ايران برگزيده شد. انتهاي پيام/ لینک خبرگزاری فارس  و خبرگزاری مهر ،

 لینک روزنامه هایی که خبر را کار کردند: لینک روزنامه اعتماد لینک روزنامه مردم سالاری  لینک روزنامه اطلاعات  لینک روزنامه آفرینش لینک نیوز ایران   و روزنامه هایی که خبر را کار کردند اما لینک اینترنتی نداشتند: روزنامه ایران، روزنامه اعتماد ملی، روزنامه اسرار، روزنامه حیات نو، روزنامه قدس، روزنامه ابتکار، روزنامه جمهوری اسلامی و نیز بخش های مختلف خبری رادیو و تلویزیون. و تنها روزنامه ای که این خبر در آن کار نشد روزنامه همشهری بود که ازسال ۱۳۸۳ تاکنون در بخش های مختلف این موسسه مطبوعاتی مشغول به فعالیت هستم .

تشکری صمیمانه : از همه نزدیکان ، دوستان و استادانی که با درج نظر، تماس تلفنی و ارسال پیام کوتاه مرا شرمنده کردند، صمیمانه تشکر می کنم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 11:14  توسط اسدزاده  | 

حضور و فعالیت هایم در پایتخت فرهنگی سال 2009

صبح پانزدهم آوریل، همراه با خانم دانی از مراکز مهم فرهنگی باکو دیدن کردیم. او آدم جالبی است. یک مسیحی عاشق فرهنگ و ادبیات ایران زمین که هم جایزه انجمن ادبی طوطی و هم چند جایزه فرهنگی ملی دریافت کرده است. همراه او با مدیر موزه فرهنگ،مدیر گالری ملی و مسئول بخش موزه جنگ در موزه ملی آذربایجان دیدار و گفت وگو کردم تا زمان حضورم را دراین شهر پر تاریخ، از دست ندهم. تقریبا یک دفتر پر از سوژه برای نوشتن و فکر کردن دارم.

فهرست فعالیتهای فردی یک سال گذشته ام  تاکنون درکشور آذربایجان عبارتند از : طراحی نشست های ادبی نیماشناسی،سهراب شناسی و شهریار شناسی برای انجمن ادبی طوطی / اهدا بیش از ۶۰ جلد کتاب به صورت شخصی به کتابخانه های ملی،دانشگاه و مدارس باکو/ ارسال محصولات فرهنگی ایران برای انجمن دوستداران ایران/  برگزاری پنج نشست فکری دینی در مساجدجمعه،امام حسین ع، شهداء با برادران سنی وشیعه / طراحی و ایده پردازی برای انجمن های مدنی و....     

گفت وگو با اعضا انجمن فرهنگ در کتابخانه ملی                                     بازدید از موزه ملی جنگ آذربایجان

        

در نشست انجمن های غیردولتی باکو                                               بازدید از موزه ملی فرهنگ          

        

دیدار با احمد اسماعیل،رهبر ائمه قفقاز                                        در کنار ساختمان مجلس ملی آذربایجان 

       

بر سر مزار حیدرعلی اف در باغ ملی                                        همراه با استادان در دانشگاه ملی

     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 23:15  توسط اسدزاده  | 

شعرخوانی در باغ ملی و ادای احترام در قبرستان حیدرعلی اف

  

امروز عصر ۱۵ آوریل برابر با ۲۶ فروردین برای ادای احترام به نخبگان زنده یاد، به قبرستان و باغ ملی آذربایجان رفتیم که به نام باغ بزرگ و قبرستان "حیدرعلی اف" مشهور است. مزار رئیس جمهور مرحوم،حیدر علی اف نیز همین جاست. زیبا، بدون حصارکشی وبرج وبارو،در طبیعتی آزاد و دیدنی.  اعضای انجمن ادبی ایران و آذربایجان هم همراهی مان کردند.  بر سر مزار هر یک از نویسندگان و هنرمندان مشهور این سرزمین حاضر شدیم و ادای احترام کردیم . استادان همراه از جمله دکتر احمدف، دکتر دایانا لایق سمیرف، استاد مشعوف و نیز هر یک از اعضا انجمن ادبی طوطی در فضای باغ ملی و بر سر مزار هر یک از نخبگان، شعرهای خود را خواندند. فضای بسیار دل انگیزی بود. این حرکت نمادین، آنچنان حس دوستی فرهنگ و تمدن و هویت فرهنگی را در درون آدمی بیدار می کرد که فقط درک کردنی بود نه وصف کردنی. من و ژاکب نیز شعری از صائب تبریزی آماده کرده بودیم که با هم خواندیم.

بو عشق دردو غمی گؤر نئجه یوغورتدو منی
قیامتین ائله بیل آتشی قووردو منی
یاراما بخیه وورارلار فقط نه فایداسی وار
طبیبیم اولدو او کس کی ائله او قیردی منی

او قدر هجرانا دؤزدوم اوره گیم دؤندو قانا
یئتیم اوشاق کیمی گؤز یاشلاریم بوغوردو منی
نسیم بهانه دیدیگین داغیلدی بدن
کیمیسه توپلایاراق تورپاق اوسته قوردو منی
او لاله باغرینا داغ چکدیلر بزه ک یئرینه
حیات دا مین داغ ایله آلدادیب دوغوردو منی
دئ جوجه رسین نئجه بس توپراغا دوشن توخوموم
بو آتش اوزلو گؤزللر اوخویلا ووردو منی
نه یاخشی اولدو کی صائب یازیلدی خوش خطله
بو طالع حسرتی عمرومده آز می یوردو منی

ترجمه فارسی شعر صائب تبریزی که همانجا دکلمه کردم:

این درد و غم عشق ببین چگونه مرا پرورش داد
گوئی آتش قیامت مرا خاکستر کرد
زخمم را بخیه می زنند اما چه فایده ای دارد
طبیبم کسی شد که خودش مرا شکست
آنقدر در حسرت هجران صبر کردم که دلم خون شد
مانند کودک یتیم اشک چشمانم خفه ام کرد
نسیم بهانه ای برای داغون شدنم بود
یکی جمعم کرد و دوباره بر خاکم خلق کرد
بر دل لاله به جای بزک با آتش داغ کشیدند
زندگی نیز با هزار فریب مرا دوباره زائید
بگو چگونه تخم من در خاک جوانه بزند؟
آخر زیبایان آتش رو خودشان به تیرم زدند
چه خوب که صائب به خط خوش نوشته شد
این طالع پر حسرت در عمرم کم خسته ام کرد؟
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 19:38  توسط اسدزاده  | 

سفرم به باکو برای بزرگداشت استاد قیصر امین پور

  

مملوم از یک سلام تازه ام.نه از ایران که از جمهوری آذربایجان-باکو که امسال به عنوان قطب فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۰۹ انتخاب شده است. یک سال و اندی است که با لینک هایی که اینجا به دست آورده ام به تلاش های فرهنگی و رسانه ای مشغولم. اما به طوری کاملا شخصی، فردی و غیر دولتی و با کمک عده ای از دوستان ازجمله دوستان مسیحی ام جناب "ژاکب" و خانم "دانی" که مسئولیت اجرای مراسم ۱۴ و ۱۵ آوریل را بر عهده داشت. هر دو ایرانی هستند و سال ها پیش در دوران نوجوانی در ایران بوده اند. ژاکب دوست دوران دبستان من در مدرسه "آزادی" شهرک غرب بود. این پست را هم با دشواری از منزل او آپ کرده ام. 

 امروز بزرگداشت استادم قیصر امین پور را در باکو برگزار کردیم. این نخستین برنامه امسال و چهارمین برنامه ای است که با طراحی و برنامه ریزی ما و با حمایت بنیاد فرهنگ ایران زمین و همراهی انجمن ادبی طوطی و انجمن دوستداران فرهنگ ایرانی و همچنین کتابخانه ملی آذربایجان برگزار می شود. سال گذشته سه برنامه سهراب شناسی، نیما شناسی و شهریار شناسی را برگزار کردیم. دوستان انجمن لطف کرده اند و به دلیل عرضه کتاب "رنج ورنگ" و نیز کتاب جدیدم  "ساعت۲۵" در باکو ،مراسم رونمایی از کتاب "ساعت ۲۵" را نیز در نشست بهاریه بنیاد فرهنگ ایران زمین گنجانده اند. اگر چه بعد خبر دادند از طرف انجمن فرهنگی باکو، کتابخانه ملی قرار است به دلیل تلاش هایم در طول این مدت مراسم تقدیری  برگزار شود. راستش خودم هم شوکه شدم. تابعد...

گزارش برنامه ما را با عنوان بزرگداشت دکتر قیصر امین پور در آستانه سالروز تولدش می توانید در خبرگزاری مهر بخوانید.این وظیفه ای بود که باید در قبال استادم ادا می کردم.  همچنین سایت قلم، سات کلمه،سایت اخبار جهان و خبرگزاری اهل قلم نیز خبر را مخابره کرده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 18:14  توسط اسدزاده  | 

حجاب زنان، مشروبات، تفریحات و معماری شهرها در کویت

 

چند تجربه از سفر سه روزه ام به کویت

سفر سه روزه ام به کویت کوتاه بود. نتوانستم خوب بگردم .اما اطلاعات خوبی جمع کردم. اگرچه سفرنامه ام ناقص است. حالا هم که به خاطر گرفتاری ها دیر آن را آپ کرده ام. اما این چهار نکته خواندنی است. حیفم آمد ننویسم. 

زنان درکویت/ عکس:محمد رضا اسدزاده

حجاب در کویت مقوله ای كاملاً شخصي است و دولت، سياست خاصي در اين زمينه ندارد. در واقع مي‌توان گفت زنان كويتي هر طور كه دوست داشته باشند مي‌توانند در ملأ عام ظاهر شوند. آزادی حجاب کسی را حتی متدینان را آزار نمی دهد. همه در این باره به شکل معقولی به هم احترام می گذارند. البته خوردن مشروبات الكلي و مزاحمت براي دختران و زنان جرم محسوب مي‌شود و شخص متخلف از شش ماه تا يك سال زنداني مي‌شود.

از هركس سراغ مناطق تفريحي و گردشگري را گرفتيم، سواحل شهر سالميه را معرفي كرد. شهر سالميه در كنار سواحل نيلگون خليج‌فارس قرار دارد. شهردار سالميه با كشيدن ديوار كوتاه و سنگفرش كردن سواحل، آنجا را تبديل به يكي از مكانهاي تفريحي كرده كه مردم روزهاي پنجشنبه و جمعه براي قدم زدن و قايق‌سواري خود را به اين شهر مي‌رسانند.

نمایی از پایتخت/عکس:محمد رضا اسدزاده

در اين كشور تفريح به آن معني كه در ايران رايج است، وجود ندارد. چون كويت غير از ساحل فاقد هرگونه اماكن تفريحي و مناطق گردشگري است. مردان اين كشور بيشتر اوقات ترجيح مي‌دهند در خارج از اين كشور به تفريح و خوش گذرانی بپردازند.

به گفته دوستم یاسین، مردان کویتی در 12 ماه سال شايد دو، سه ماه بيشتر در كويت نباشند و اغلب ماه هاي سال را در شهرهاي نيويورك، برلين، پاريس و رم سپري مي‌كنند.

جوانان اين كشور بيشتر شبها از خانه به بيرون مي‌زنند، به قهوه‌خانه جهت صرف قليان و انجام بازي پاسور مي‌روند. معمولاً وقت جوانان شبها تا ساعت يك و دو بامداد در قهوه‌خانه صرف مي‌شود. 
 شهر الکویتیه/ عکس:محمد رضا اسدزاده                                                                                                                                 معماري شهري و زيرساختهاي شهري در اين كشور عربي به غير از شهر ”سلوي“ يكسان است و گاه اين شباهت ها به قدري زياد است كه آدم احساس مي‌كند كويت بيشتر از يك شهر ندارد.

 پايتخت اين كشور، شهر الكويته است كه تنها تفاوت آن با ساير شهرها، وجود دو برج دوقلو (چيزي شبيه به برج ميلاد تهران، البته كمي كوتاهتر از آن) و ساختمان 15 طبقه صداوسيما است.

در پايتخت كويت مقابل هريك از خانه‌ها يك قايق موتوري به چشم مي‌خورد كه فقط روزهاي پنجشنبه و جمعه به كارشان مي‌آيد. ساكنان شهر كويت (پايتخت) در اين دو روز خود را به خليج‌ مي‌رسانند و به تفريح مي‌پردازند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مهر1387ساعت 11:2  توسط اسدزاده  | 

زندگی با آرامش در کوچه، خیابان های کویت

 

بالای بندر سالمیه /کویت پنجم آگوست برابر با سوم شعبان بعد از نماز صبح در حسینیه،برای صبحانه بالای بندر رفتیم. هوا عالی بود. محمد یاسین همراهی مان می کرد. صبحانه نوعی ماهی ریز مخصوص سفارش دادند با عسل. بعد، از شهر و مختصات آن حرف زدیم و به شهر رفتیم. اولین چیزی که در شهر به یادم آمد دوران نوجوانی در مدرسه بود که هر وقت معلم نمی آمد یا احساس آزادی و راحتی می کردیم می گفتیم مدرسه کویت شده است. راستش انگار اصطلاح درستی بود. اینجا اولین چیزی که خودش را به رخت می کشد آرامش و راحتی مردم است. خیابان هایی خلوت و مردمی آرام. آنگونه که به چشم می آید، تعداد خودروهاي اين شهر از تعداد آدم ها بيشتر است.  یاسین می گوید:به ازای جمعیت، در اين كشور خودرو وجود دارد و گاه در برخي از خانه‌ها دو، سه اتومبیل اضافي هم هست.

شارع سالم کویت/ عکس:محمد رضا اسدزاده  اكثر خودروهاي اين كشور متعلق به كمپاني هاي آمريكايي و ژاپني اند كه در كوچه و خيابان ها پارك شده بودند. خودرو ارزان‌ترين كالاي مصرف كويتی هاست كه مراكز فروش به صورت از دم قسط در اختيار متقاضيان قرار مي‌دهند. اگر با همان نگاه اول بخواهم كويت را توصيف كنم، بهتر است بگويم كويت كشور خودروهاي متنوع است كه معابر عمومي را به قبظه درآورده اند. مردم اين كشور به ندرت به خيابان ها مي‌آيند و اكثر ساعات شبانه‌روز را در محل كار يا خانه یا دخمه های کنار خانه های خود سپري مي‌كنند. خيابان هاي كويت در تمام ساعات شبانه‌روز خالي از رهگذر است، مگر شب هاي پنجشنبه و جمعه كه به كنار ساحل مي‌روند.

شیخ احمد عبدالله و دوستم محمد یاسین/ عکس:محمد رضا اسدزاده  ظهر به مسجد "شعبان شارع عمان" در منطقه سالمیه رفتم. با "شیخ احمد عبدالله" آشنا شدیم. از فعالان مذهبی و بازاریان کویت است. تازه از مکه آمده بود و همه  به او تبریک می گفتند. یاسین مرا به او معرفی کرد. وقتی فهمید ایرانی و خبرنگار هستم خیلی تحویلم گرفت. از رئیس جمهور احمدی نژاد پرسید که نظر مردم ایران درباره او چیست؟ گفت به نظر می رسد مردمحکمی باشد. طفره رفتم و دو پهلو جواب دادم. گفت خوب جلوی آمریکا ایستاده . گفتم که این سیاست متعلق به کل حکومت است. ربطی به یک رئیس جمهور ندارد. کمی قدم زدیم. از برنامه های مساجد کویت پرسیدم و از فعالیت شیعیان که دولت اینجا، محدودییت ایجاد می کند....  

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 14:10  توسط اسدزاده  |