زندگی با آرامش در کوچه، خیابان های کویت
پنجم آگوست برابر با سوم شعبان بعد از نماز صبح در حسینیه،برای صبحانه بالای بندر رفتیم. هوا عالی بود. محمد یاسین همراهی مان می کرد. صبحانه نوعی ماهی ریز مخصوص سفارش دادند با عسل. بعد، از شهر و مختصات آن حرف زدیم و به شهر رفتیم. اولین چیزی که در شهر به یادم آمد دوران نوجوانی در مدرسه بود که هر وقت معلم نمی آمد یا احساس آزادی و راحتی می کردیم می گفتیم مدرسه کویت شده است. راستش انگار اصطلاح درستی بود. اینجا اولین چیزی که خودش را به رخت می کشد آرامش و راحتی مردم است. خیابان هایی خلوت و مردمی آرام. آنگونه که به چشم می آید، تعداد خودروهاي اين شهر از تعداد آدم ها بيشتر است. یاسین می گوید:به ازای جمعیت، در اين كشور خودرو وجود دارد و گاه در برخي از خانهها دو، سه اتومبیل اضافي هم هست.
اكثر خودروهاي اين كشور متعلق به كمپاني هاي آمريكايي و ژاپني اند كه در كوچه و خيابان ها پارك شده بودند. خودرو ارزانترين كالاي مصرف كويتی هاست كه مراكز فروش به صورت از دم قسط در اختيار متقاضيان قرار ميدهند. اگر با همان نگاه اول بخواهم كويت را توصيف كنم، بهتر است بگويم كويت كشور خودروهاي متنوع است كه معابر عمومي را به قبظه درآورده اند. مردم اين كشور به ندرت به خيابان ها ميآيند و اكثر ساعات شبانهروز را در محل كار يا خانه یا دخمه های کنار خانه های خود سپري ميكنند. خيابان هاي كويت در تمام ساعات شبانهروز خالي از رهگذر است، مگر شب هاي پنجشنبه و جمعه كه به كنار ساحل ميروند.
ظهر به مسجد "شعبان شارع عمان" در منطقه سالمیه رفتم. با "شیخ احمد عبدالله" آشنا شدیم. از فعالان مذهبی و بازاریان کویت است. تازه از مکه آمده بود و همه به او تبریک می گفتند. یاسین مرا به او معرفی کرد. وقتی فهمید ایرانی و خبرنگار هستم خیلی تحویلم گرفت. از رئیس جمهور احمدی نژاد پرسید که نظر مردم ایران درباره او چیست؟ گفت به نظر می رسد مردمحکمی باشد. طفره رفتم و دو پهلو جواب دادم. گفت خوب جلوی آمریکا ایستاده . گفتم که این سیاست متعلق به کل حکومت است. ربطی به یک رئیس جمهور ندارد. کمی قدم زدیم. از برنامه های مساجد کویت پرسیدم و از فعالیت شیعیان که دولت اینجا، محدودییت ایجاد می کند....
